پست‌ها

چرخه ابتذال

تصویر
این ۵ مورد، مهم‌ترین مواردی است که به اون‌ها رسیدم، و برای تغییر؛ باید از این چرخه دوری کرد. اسم اون رو «چرخه ابتذال» گذاشتم. ابتذالِ اهمیت: جامعه ما در نقطه‌ای قرار داره که جای مسائل مهم با مسائل بی‌اهمیت تغییر کرده. مواردی که نیاز به واکنش داره، جامعه واکنش درستی نشون نمیده، و مواردی که نیاز به واکنش نداره، بیشترین واکنش رو دریافت میکنه. هر فرد، رسانه، کانال، صفحه، تبدیل به خبرگزاری شده. هر موردی در روز، تبدیل به خبر میشه. جامعه با انبوهی از موضوعات مختلف روبرو میشه، که در مورد اون‌ها کلی بحث شکل میگیره، و این دایره دائم بزرگ‌تر میشه و افراد بیشتری درگیر این ابتذال میشن. ابتذالِ جزئیات: وقتی جامعه به «ابتذالِ اهمیت» رسید، از دلِ اون به «ابتذالِ جزئیات» میرسه، حالا نه تنها ما با چیزهای «بی‌اهمیتی» که «مهم شده» طرف هستیم، بلکه وارد موشکافی این موارد شدیم و چسبیدیم به جزئیات بی‌ارزش، و داستان‌ها و حاشیه‌های مختلف ازش بیرون میکِشیم. ابتذالِ غُر: هر آدمی به بعضی از مسائل زندگیش غُر میزنه و چیز عجیبی نیست. اتفاقی که در جامعه ما افتاده، غُر زدن تبدیل به رفتار و فعالیت همیشگی شده. ما سال‌هاس...

نوع نگاه ما به مسائل

فیلم «The Ron Clark Story» روایت داستان واقعی از معلمی که سراغ بدترین و بی‌نظم‌ترین کلاس یک مدرسه میرود و میخواهد آن را تبدیل به بهترین کلاس کند. در این سکانس؛ مادر به دخترش باور ندارد، و تلاش بیشتر برای دخترش را بیهوده میداند. اما معلم چیزی را درونِ این دختر دیده که مادر به آن توجه نکرده و اجازه رشد نداده است. نوعِ نگاه ما به مسائل مختلف، مهم بوده و تعیین کننده است. اگر نگاه این معلم هم مانند مادر بود، یا اگر مادر همچنان بر نگاه قبلی خود پافشاری میکرد، تغییر و تفاوتی هم ایجاد نمیشد.

ما کجا هستیم

تصویر
ما روی زمینی زندگی میکنیم که کوه هایی توش وجود دارن که انسان جلوش مثل یه مورچست و نقاطی از اقیانوس وجود داره که ما هرگز نمیتونیم ببینیمش و خیلی عمیق تر از تصورات ماست و همه اینا فقط روی پوسته زمینه، و خود زمین بسیار بزرگتر از ایناست و زمین ما فقط یه سیاره کوچولو از منظومه شمسیه در مقایسه با مشتری زمین ما مثل یه مورچست جلوی یه آدم و خورشید ما اونقد بزرگه که 1.3 میلیون زمین رو تو خودش جا میده و تمام این منظومه شمسی و خورشید غول پیکر ما فقط یه گوشه پرت از یه بازو از کهکشان راه شیریه کهکشان ما خیلی بزرگه اما همین کهکشان راه شیری فقط یکی از میلیاردها میلیارد کهکشان توی کیهان ماست و منظور از کیهان فقط بخشی از جهان قابل مشاهده است و احتمال اینکه کیهان ما تنها کیهان موجود در هستی نباشه وجود داره و همین کیهان ما هر لحظه در حال منبسط شدنه با این حساب تو انسان کوچیک که جلوی جهان هستی به این بزرگی حتی اندازه یدونه اتم از بدن خودت هم نیستی به خودت میگی اشرف مخلوقات؟ و برای خودت توهمی به اسم خدا درست میکنی که هر لحظه تورو نگاه میکنه تا ببینه یه موقع شراب نخوری یا زنا نکنی ؟؟ خنده دار نیست برای خودت؟

شناخت الگوهای ذهنی نادرست

تصویر
پیش فرض‌های ذهنی و الگوهای ذهنی، چه بر سر ما می‌آورند؟ پیش فرض‌های ذهنی، بر اساس شناخت و دریافت ذهن، از زندگی و مسائل آن، شکل گرفته است. هر موضوعی به یک شکل و روایتی خاص، دسته‌بندی شده و نگاه آدم‌ها را نسبت به آن موضوع، مشخص میکند. برای همین افراد تا جایی پیگیر چیزی هستند که طبق دانسته‌های آن‌هاست. چیزی را تأیید میکنند که طبق دریافت قبلی آن‌ها، از موضوع مورد نظر است. به محض آنکه یک نفر ساز مخالف بزند، ترجیح میدهند آن را دنبال نکنند. این چرخهٔ تکراری، هم توهم آگاهی ایجاد کرده، هم برداشت هر فردی از «حقیقت» طبق تعریف خودش خواهد بود. اگر تغییر برای بسیاری از آدم‌ها سخت است، یکی از دلایل آن، همین موضوع بوده، چون مدت زیادی با ذهنیت و تصورات غلط، زندگی کرده‌اند.  الگوهای ذهنی در راستای همان پیش‌فرض‌های ذهنی است. با این تفاوت که، این الگوها؛ میتوانند با هر اتفاق تازه‌ای که قبلا تجربه یا دیده نشده، هر لحظه شکل بگیرند، و تغییر کنند. و بعد از ثبت یک الگو، نگاه آدم‌ها به مسائل مشابه، طبق همان الگو خواهد بود. برای نمونه، چون مهسا امینی و آرمیتا گراوند، تقریبا شرایط یکسانی داشتند. افراد زیادی سع...

بازی با افکار در دوران شوک اقتصادی

یک خانوادهٔ ۴ نفره، که تا دیروز یارانهٔ ۴۵ هزاری دریافت میکرد، حالا این رقم که شده ۳۰۰ تا ۴۰۰، پول دو ماه رو یکجا در یک نوبت واریز میکنیم. پیام واریز براشون که میاد، با رقم ۲ میلیونی مواجه خواهند شد. این هم کُلی سوال تو ذهنشون میذاره، هم تا به خودشون بیان که چقدر زیبا فریب خوردند، ما افزایش شدید قیمت‌‌ها رو تموم کردیم رفته! البته این وسط، اعلام میکنیم، همون پولی که واریز شده، فعلا مسدود کردیم، تا بعد از اصلاح قیمت، اجازهٔ برداشت پیدا کنند. بد نیست یکم سرگرم اخبار بشن و دائم چک کنند که کی میشه پول رو خرج کرد. حالا با ذهنی طرف هستیم که یه پولی رو دیده، که نه تنها فکر میکنه این پول، جبران اون افزایش قیمت‌هاست، بلکه احساس میکنه، یه چیزی هم تو جیبش خواهد ماند. اعلامم کردیم فقط چند کالا افزایش خواهند داشت. مهم نیست که میدونن اینا دروغه، مهم اینه که دارن تو زمین این دروغ بازی میکنند. این یک نمونهٔ بازی با افکار، واریز پول دو ماه در یک نوبت! با همین ترفند ساده، از اون شوک قیمت‌ها، عبور کردند. وقتی ماکارونی میخواد گران‌تر بشه، صف ببندیم، ۵ تا ماکارونی به قیمت قبل بگیریم، یا یک باک بنزین با قیمت...

در وصف این روزها...

این یه بیت شعر دقیقا به حال هوای این روزا میخوره... ترحم بر کفتار تیز دندان                    ستمکاری بود بر دیگر مردمان اقتباس از گلستان سعدی،  سراینده سیاوش،  ناشر کوروش

عواقب بی تفاوتی ما

دختری جوان در ایران خودکشی کرده و امکاناتی هم برای نجات او نداشته‌اند. جانِ یک انسان جلوی چشمان ما میرود. دریاچه‌ای در ایران خُشک میشود، حیاتِ یک سرزمین میرود. این‌ها خبر نیستند. هشدار هم نیستند. هشدار سال‌های قبل برای این روزها داده شده بود، اما همیشه نادیده‌ گرفته شده‌اند. این‌ها «عواقب» هستند. عواقب ماندنِ سیستمی که همه‌چیز را نابود کرده است. این عواقب به حدی عظیم است که یک کشور را هدف گرفته و شامل همهٔ ما میشود. حال فقط زمان مشخص میکند نفر بعدی یا مکان بعدی کدام خواهد بود. فردی که به علت هزینهٔ بالای دارو و درمان، قید آن را میزند، یعنی منتظر مرگ بوده و این «عواقب» است. فردی که پول دارد، اما نمیتواند امنیت خود و خانواده‌اش را تضمین کند. این «عواقب» است. دیگری نمیخواهد ایران را ترک کند اما مجبور میشود برود، این «عواقب» است. چند ماه کار کرده‌ای اما حقوقت را نمیدهند. این «عواقب» است. نمیتوانی برای فرزندت چیزی که میخواهد را تهیه کنی، و کودکی او تمام میشود. حسرت در دل تو؛ و در نگاه او میماند. این «عواقب» است. اخلاقیات جامعه تغییر کرده، دروغ بسیار و صمیمیت‌ها کمتر شده، این‌ها «عواقب» است....